سديد الدين محمد عوفى
547
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و « 1 » قصد اوست . معتصم از احمد پرسيد و او از افشين شرم داشت ، گفت : او ننوشته « 2 » است . معتصم در خشم شد و فرمود تا او را چوب بزدند و به عاقبت اقرار كرد ، و امير المؤمنين ائمه را بخواند و به حضور افشين برو « 3 » حجت « 4 » لازم گردانيد . اول فرمود كه : شنيدهام كه تو در خانه كتاب مغان دارى و آن را همچون كراسهء قرآن حرمت مىدارى « 5 » . گفت : يادگار برادران من است و ايشان آن را عزيز داشتندى . ديگر او را گفتند « 6 » كه : تو آتش را سجده مىكنى . گفت : شما معتصم « 7 » را سجده مىكنيد « 8 » كه اگر « 9 » انگشت سوى آتش فراز كند در حال انگشت او « 10 » چون انگشت شود ، اگر من او را خدمت كنم چه زيان دارد . گفتند : تو ختنه ناكردهاى « 11 » . گفت : من مردى بزرگ بودم و شرم داشتم كه « 12 » عورت خود « 13 » به نامحرم نمايم « 14 » ، شما هزار سنت پيغمبر فرو - گذاشتهايد « 15 » اگر من يكى را رها كنم چه زيان دارد « 16 » ؟ پس ائمه به خون او فتوى دادند ، و امير المؤمنين او را سياست فرمود و به عاقبت ، كفراننعمت او را در ورطهء هلاك انداخت ، و اين قاعده مستمرست كه هر كه در زمين عصيان تخم كفران اندازد « 17 » هراينه جز « 18 » خسران برندارد .
--> ( 1 ) - مپ 2 + اين ( 2 ) - مپ 2 : گفت به تو نوشته ( 3 ) - مپ 2 - و امير المؤمنين . . . برو ، مج : برد ( 4 ) - مپ و مج : و حجت برو ( 5 ) - مپ 2 - و آن را همچون كراسه . . . دارى ( 6 ) - متن و مپ 2 : گفت ( 7 ) - مپ 2 : ايشان ترا ( 8 ) - مپ 2 : مىكنند ( 9 ) - متن و مج + او ( 10 ) - مپ 2 : آن انگشت ( 11 ) - مپ 2 : نكردهاى ( 12 ) - مج - كه ( 13 ) - مپ 2 و مج + را ( 14 ) - مج : نمودن ( 15 ) - متن و مج : رها مىكنيد ( 16 ) - مپ 2 : چه بود ، مج : چه زيان بود ( 17 ) - مج : كارد ( 18 ) - مج + بر